اسكندر بيگ تركمان
350
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
و نواب ابو طالب ميرزا را كه كودك خردسال بود بجاى آن حضرت اختيار نموده سلطنت او را با خود مخمر ساختند راقم حروف از ميرزا لطف اللّه شيرازى كه وزير نواب عالى بود شنيدم كه بعد از قضيهء ميرزا نقل مينمود كه نواب ميرزا با خوانين بىالتفات گشتند و بد مظنه شده بودند چنانچه درين دو روز كه از گنجه بيرون ميآمد مرا در حمام طلب نموده گفت كه ما در خدمت اين دو جوانمرد چه تقصير كردهايم كه حالا به خون ما تشنه شده در مجلس شراب بسر ما داد ميطلبند يعنى قصد قتل ما دارند . در آنوقت خداويردى سر او را ميتراشيد و اين حكايت ميشنيد يحتمل كه از جهل و نادانى بايشان تقرير نموده باشد و ايشان در اين مقام درآمده خداويردى را فريفته باشند و آن نادان بىعاقبت از مسلك عقل دور افتاده بتعليم امراء ارتكاب اين عمل نموده باشد هر چند در نظر عقل بعيد مينمايند كه امراء مذكور كه هر دو تربيت يافته آن حضرت بودند كه از پايهء ملازمت و مرتبه نوكرى برتبهء بلند ايالت و خانى رسيده ركن ركين دولت شده بودند قدر تربيتهاى آن حضرت را ندانسته چنان گوهر گرانبها را كه سرمايهء عالمى بود چنين رايگان از دست دهند آيا چرا در مآل اين گونه حرام نمكى خوض ننمودند و چگونه از مرشد عقل و پير خرد رخصت يافتند كه خود را بدنام دنيا و آخرت ساخته مرتكب چنين فعل قبيحى شوند . بالجمله در خاطرها قرار گرفته بود راقم حروف از مردم دور و نزديك شنيده بود بتحرير آن پرداخت على اى التقادير امراء مذكور بعد از اين واقعه سال بسر نبردند و ايزد تعالى كه منتقم حقيقى است حضرت اعلى شاهى ظل اللهى را توفيق داده كه در همان زودى از مشهد مقدس معلى تشريف آورده جزاى بدكاران را در كنار ايشان نهاد چنانچه در محل خود سمت گزارش خواهد يافت . ذكر وليعهد گردانيدن شاهزادهء سعادت انتما ابوطالب ميرزا و اختلال احوال او باقتضاى قضاى خالق الارض و السماء بعد از واقعهء عظيمهء شاهزاده غفران مآل نواب سكندر شأن امراء عظام را حاضر ساخته بدرر نصايح دلپذير گوش هوش ايشان را گرانبار گردانيده در دفع خصومت و نفاق اويماقات و موافقت و اتفاق و يكدلى ايشان خصوصا كلفت و عنادى كه شاملو و استاجلو را با تركمان و تكلو هست مبالغهء بسيار نمودند و ارادهء خاطر اشرف آن بود كه بنفس شريف مباشر مهمات سلطنت و متحمل مشاغل امور دولت گشته بنابر بعضى از مصلحتهاى باطنى كه در آن وقت اظهار آن مناسب وقت نميدانستند هيچيك از فرزندان كامكار و شاهزادههاى نامدار را به سمت نيابت ديوان اعلى و رتبهء وليعهدى موسوم نگرداند چه بندگان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى كه بعد از نواب غفران پناه فرزند ارشد اكبر بودند در خراسان تشريف داشتند . مرشد قليخان و امراء خراسان كه در ملازمت آن حضرت بودند با امراء عراق مخالفت ميورزيدند و ابوطالب ميرزا و طهماسب ميرزا به جهت حداثت سن و طفوليت در آنوقت شايستگى رتبه